مجید دری
مجید دری، دانشجوی محروم از تحصیل که چند روز قبل هزارمین روز حبس خود را در زندان گذراند، در یادداشتی از نبود استقلال و عدالت در دستگاه قضایی انتقاد کرد.
به گزارش کلمه، این زندانی سیاسی که به بهبهان تبعید شده است و محکومیت حبس خود را در این شهر می گذراند، در یادداشت خود با اشاره به چند نمونه از مصادیق بی عدالتی قوه قضاییه، می نویسد: با این شواهد زنده و در دسترس، آیا می توان گفت قوه ی قضائیه مستقل است و قانون برای همه یکسان؟
مجید دری روز هیجدهم تیرماه سال ۸۸ در منزل خواهرش در قزوین بازداشت شد و از آن زمان تاکنون به مرخصی نیامده است. این دانشجوی محروم از تحصیل به اتهام محاربه، اقدام علیه امنیت ملی و بر هم زدن نظم عمومی در دی ماه همان سال به ده سال زندان محکوم شد که طبق حکم، پنج سال از آن را باید در تبعید بگذراند. این حکم در دادگاه تجدید نظر به شش سال تغییر یافت.
متن یادداشت این زندانی در تبعید را که در اختیار کلمه قرار گرفته، در ادامه می خوانید:
«قلعه حیوانات»، نوشتهٔ «جورج اورول» یادتان میآید؟! آنجا که قوانین یک به یک به نفع هیات حاکمه تحریف میشود و اصول اولیه قلب. در ابتدا «همه با هم برابرند» اما پس از چندی «بعضیها برابرتر» شدند و فاجعه آغاز شد.
چندی پیش حکم دیوان برای «بقایی» مشاور «رئیس جمهور» آمد. حبس و انفصال از خدمات دولتی، اما از آنجا که ایشان برابرتر از بقیه بودند حکم اجرا نشد و چون قوهٔ قضائیه به شدت مستقل بود هیچ اتفاقی نیفتاد و طی یک کش و قوس همیشگی به فراموشی سپرده شد و ایشان پر قدرتتر از همیشه به کار خود که چیزی به جز خدمت به خلق نبود! ادامه میدهد و انگار نه انگار.
اما چیزی که بیشتر تعجب مرا برانگیخت کمی به عقبتر بر میگردد. آنجا که چندی پیش هنگامیکه صحبت از قاچاق کالا و ارز بود و دوربین صدا و سیما تنها نمایی از دور نشان داد. گمان کردم اشتباه میکنم؛ باورم نمیشد. آیا خودش بود؟! روزنامه را خواندم، بله خودش بود. اما شاید تشابه اسمی یا ظاهری بود. مگر میشود؟! شاید… نمیدانم. هر شایدی که این فکر را بزداید، یعنی متهمی در حد او بتوان…
وای نمیدانم. تا اینکه بالاخره پس از مدتی نیمه مخفی کاری هم کنار گذاشته شد. ظاهرا با علم به «حافظهٔ تاریخی» جامعهٔ ایرانی –البته بهتر است بگویم «جامعهٔ دیروزی» چرا که هنوز داغش تازه است و به تاریخ نرفته و اینکه پس از چند بار نام بردن و نمایی از دور و عادت دادن جامعه میتوان به راحتی میتوان همه چیز را عوض کرد، و انگار نه انگار که اتفاقی افتاده. به قول شاعر بهبهانی که در ترجیع بندهایش برای شانه خالی کردن میگوید: کی؟ چِ؟ مِ؟ چِگّه؟ کجا؟
اخبار ۲۰: ۳۰ مورخه ۱۰/دی/ ۹۰، روزنامهٔ کیهان و تیتر شرق و… «سعید مرتضوی»، رئیس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز… بله، سعید مرتضوی؛ متهم اصلی پروندهٔ کهریزک. کهریزک را به خاطر دارید؟
او جزو آن بعضی هاست که از بقیه برابرتر است. یاد خودمان افتادم، که در لحظهٔ دستگیری مجرم بودیم، که قانون برایمان حکم کرد، که حتی استفاده از مرخصی که جزء حقوق مسلم یک زندانی است هم از ما سلب گردیده و از ابتدا از دادگاه اولیه، تجدید نظر تا دیوان و… زندانی بودیم، که قانون برایمان حکم کرد، که همیشه قانون علیه ما بود! که کار ما از صد جنایت بدتر بود! و آنکه جنایت کرد… اما کسی که متهم به کشتن حداقل ۳ نفر و آن فجایع دردناک بود قانون لهاش عمل کرد! اگر قوانین واقعا چنین است وای به این قوانین و اگر بر خلاف قوانین عمل شده، وای به مجریان قانون!
علی مطهری، نمایندهٔ اصولگرای مجلس هشتم در مراسم بزرگداشت ۱۶ آذر [شرق، چهارشنبه، ۲۳/آذر/۹۰] میگوید: «اما شاهد این بودیم که گزارش حادثهٔ ۲۵ بهمن چند هفته بعد از اتفاق افتادن موضوع در صحن علنی مجلس قرائت شد ه که بنده نسبت به این مسئله اعتراض کردم که چرا بعد از گذشت ماهها از حادثهٔ کوی دانشگاه هیچ گزارشی در این رابطه قرائت نشده اما در این فاصلهٔ کوتاه گزارش مربوط به حادثهٔ ۲۵ بهمن تهیه و قرائت شده است.» وقتی صدای او که نماینده است و صاحب تریبون و پشتوانه به جایی نمیرسد صدای امثال ما که جای خود دارد!
حال با این اوصاف چند سوال که همیشه بیجواب مانده دوباره و دوبارهها مطرح میشود:
۱) با این شواهد زنده و در دسترس ایا میتوان گفت قوهٔ قضائیه مستقل است و قانون برای همه یکسان؟!
۲) تکلیف کسانی که در برابر قانون برابرند نه «برابرتر» چیست؟! همچنان همان؟!
۳) آیا این دهن کجی به احساسات جریحه دار مردم و خانوادههای داغدار قربانیان نیست؟!
۴) آیا مردم تنها همانانیاند که مدح و ثنای شما را میگویند و مابقی نامردماند؟!
۵) آیا برای فرار از قانون و مجازات، مجوز عبور، وصل شدن به ساختارهای قدرت است در غیر این صورت مجرم؟!
۶) آیا با پاک کردن صورت مسئله و فرا فکنی و خاموش کردن صداهای معترض میتوتن پاسخ گفت و مقابله کرد؟!
۷)…
شاید جواب را شاعر خودمان «نادر نادرپور» گفته: یک با یک برابر نیست و اما نتیجههای این گفتار:
نتیجه گیری اجتماعی: جیزه، دست نزن.
نتیجه گیری انتقادی: سکوت، بهترین اعتراض است.
نتیجه گیری سیاسی: -
نتیجه گیری فرهنگی: ریاضیات هم جزو دروسی است که باید بازنگری و بومی شده سپس به جهان ارائه گردد.
و در پایان
نتیجه گیری اخلاقی: به پدر، مادر خود احترام بگذاریم
مجید دری
زندان بهبهان
دی ۹۰
No comments:
Post a Comment